جا نا تان وینترز و چند طنز کوتاه مرد کوچک امروز چقدر پول سا خته ای؟ ترجمه محمود نفیسی یک بطری قدیمی را که از پشت انبار پیدا کر ده بودم فروختم و 15سنت به دست اوردم +مرد کو چک امروز چقدر پول ساخته ای؟ کیسه های خوار بار پبر زنی را از فروشگاه تا اتو مبیلش بردم و یک کوارتر گر فتم ، مردکوچک امروز چقدر پول سا خته ای؟-تمام روز برگهای منزل اقای راجر ز را جمع اوری کردمو دستها یم مجروح شد و تا ول زدند اقای را جر ز سکه ای یکدلاری به من دادو گفت ان را از مدتها نگه داشته است ، مرد کو چک امروز چقدر پو ل سا خته ای ؟ وانت بار پدر بز رگم راشستم،وخوب تمیز و برا قش کردم بطوری که تقریبا مثل روز اولش شد، پدر بزرگ75 سنت به من داد و همین طور عکسی از خودش که او را با یو نیفو رمی که در جنگ بین الملل اول به تن داشت نشان می داد.مر د کو چک امروز چقدر پول ساخته ای؟ تمام شنبه و یکشنبه را برف رو بی کردم اگر هنگام پا رویم نشکسته بود،می توا نستم پول خوبی به دست اورم،اما روی هم تونستم دو چوب کا سبی کنم.مرد کو چک امروز چقدر پول سا خته ای؟- به سختی می تونی با ور کنی- اما امروز حتی یک سنت هم نسا خته ام امروز چیز ی بهتر از پول پیدا کر دم، چیزی پیدا کردم که از وقتی که پد رم مر ده در جستجویش بودم،دوست دختری پید ا کردم دوست حقیقی-کسی که اهمیت نمی دهد که پو ل دارم یا نه.ا خرین حرفی که ا مروز به من گفت این بود«که اهمیت نمی دهم چقدر در روز پول می سا زیمرد کوچک، دوستت دارم ،عاشقت هستم. فقط می خواهم زنت باشم» نمی خواهم بگو یم که دوستم ندارد و عاشقم نیست.مطمئنم که ما عاشق یک دیگر هستیم فقط ما کمی بچه ایم .سرهر چه خوا ستی شرط می بندم ، اندکی که بز رگتر شدم و با او از دواج کردم اولین حر فی که ز ن نا زنینم خوا هد گفت این است که«مرد کو چک امروز چقدر پول سا خته ای؟ .» «پا یا ن»